close
متخصص ارتودنسی
اخبار روز
اشعاری که در زندان سروده می شود چه نام دارد؟

سلام. به دهکده آفتاب خوش آمدید

دهکده آفتاب

اشعاری که در زندان سروده می شود چه نام دارد؟
امروز یکشنبه 14 آذر 1395
تبليغات تبليغات

آخرين ارسالي هاي انجمن

اشعاری که در زندان سروده می شود چه نام دارد؟

 

 

 

اشعاری که در زندان سروده می شود چه نام دارد؟

 


جواب : حسبیات ( حسبیه)

 

 

حبسیه از انواع شعر غنایی است و به شعری گفته می شود که شاعر در زندان آن را سروده باشد.در حبسیه،سخن از آزادی از دست رفته است و فریاد انسان بی پناهی که در سیاهچاله های محصور با میله های آهنین در زیر شکنجه های همنوعان دژخیم خویش دست و پا می زند و با عفریت مرگ،شب و روز دست در گریبان است.

در حبسیه ها علل واقعی بدبختی ها بدون پرده پوشی و و ابهام و لحنی تلخ و گزنده بیان می شود.درون مایه ی حبسیه ها،شکوه از تنگی زندان،سختی و فشار زنجیر،درد ناشی از شکنجه،ژنده بودن جامه،آلودگی،بدی غذا،بدرفتاری زندانبان،همزنجیریان تیره بخت،بی زمانی،سردی و گرمی،شب کوری،سفله پروری زمانه،تنهایی و بی وفایی دوستان و کسان،بخت بد و امید بخشایش از خان و حاکم و پادشاه وقت است

.در نوعی از این شعر،سراینده از آغاز تا انجام از صاحبان زر و زور نامی نمی برد و از هیچکس ستایش یا طلب بخشایش نمی کند و شعر را بریا خودنمایی و عرضه ی هنر نمی سراید،بلکه در آن عصیان شاعر به اوج خود رسیده،بدخواهان و دشمنان را ناسزا می گوید.

در نوع دیگر حبسیه که آن را اعتذاریه یا پوزش نامه گویند،نشانه ای از خشم و نفرت نیست و اگر هم باشد با سایه ای کمرنگ و شکایت گونه است.

حبسیه قالب خاصی ندارد.شاعر گاه زندگی رقت بار خود را به صورت قطعه ها،قصیده ها،رباعی ها و ابیات پراکنده در آن تصویر می کند اما بیشتر حبسیه ها در قالب قصیده سروده شده اند.حجم حبسیه ها در نهایت اختلاف است.گاه شاعر در یکی دو بیت و گاه در یک قصیده یا چند قصیده ی طولانی به حبس خود اشاره می کند.

از معروفترین حبسیه سراها می توان به شاعران زیر اشاره کرد:

مسعود سعد سلمان،درگذشته به سال۵۱۵ ه.ق

خاقانی شروانی،درگذشته به سال ۵۹۵ ه.ق

ناصرخسرو قبادیانی،درگذشته به سال ۴۸۱ ه.ق

شاعران دیگری نیز بوده اند که به لحاظ سیاسی یا اعتقاد به زندان افتاده اند.مانند شاعران زیر:

فلکی شروانی،درگذشته به سال ۵۴۹ یا ۵۵۱ ه.ق

بهاالدین بغدادی،درگذشته به سال ۵۵۸ ه.ق

مجیرالدین بیلقانی،درگذشته به سال ۵۴۹ یا ۵۸۹ یا ۵۷۶ ه.ق

اثیرالدین اومانی،درگذشته به سال۶۵۵ یا ۶۵۶ ه.ق

رکن صاین هروی،درگذشته به سال ۷۶۵ ه.ق

برندق خجندی،درگذشته به سال ۸۳۷ یا ۸۱۵ ه.ق

کلیم کاشانی،درگذشته به سال ۱۰۶۱ ه.ق

عین القضات همدانی،درگذشته به سال ۵۲۵ ه.ق

بابا افضل کاشانی،درگذشته به سال ۶۱۰ ه.ق

عمادالدین نسیمی،مقتول به سال ۸۳۸ ه.ق

حیاتی کاشانی،درگذشته به سال ۱۰۱۰ ه.ق

از شاعران معاصر نیز می توان به محمدتقی بهار(ملک الشعرای بهار)،فرخی یزدی و مهدی اخوان ثالث اشاره کرد.


حبسیه از انواع شعر غنایی است و به شعری گفته می شود که شاعر در زندان آن را سروده باشد.در حبسیه،سخن از آزادی از دست رفته است و فریاد انسان بی پناهی که در سیاهچاله های محصور با میله های آهنین در زیر شکنجه های همنوعان دژخیم خویش دست و پا می زند و با عفریت مرگ،شب و روز دست در گریبان است.

در حبسیه ها علل واقعی بدبختی ها بدون پرده پوشی و و ابهام و لحنی تلخ و گزنده بیان می شود.درون مایه ی حبسیه ها،شکوه از تنگی زندان،سختی و فشار زنجیر،درد ناشی از شکنجه،ژنده بودن جامه،آلودگی،بدی غذا،بدرفتاری زندانبان،همزنجیریان تیره بخت،بی زمانی،سردی و گرمی،شب کوری،سفله پروری زمانه،تنهایی و بی وفایی دوستان و کسان،بخت بد و امید بخشایش از خان و حاکم و پادشاه وقت است

.در نوعی از این شعر،سراینده از آغاز تا انجام از صاحبان زر و زور نامی نمی برد و از هیچکس ستایش یا طلب بخشایش نمی کند و شعر را بریا خودنمایی و عرضه ی هنر نمی سراید،بلکه در آن عصیان شاعر به اوج خود رسیده،بدخواهان و دشمنان را ناسزا می گوید.

در نوع دیگر حبسیه که آن را اعتذاریه یا پوزش نامه گویند،نشانه ای از خشم و نفرت نیست و اگر هم باشد با سایه ای کمرنگ و شکایت گونه است.

حبسیه قالب خاصی ندارد.شاعر گاه زندگی رقت بار خود را به صورت قطعه ها،قصیده ها،رباعی ها و ابیات پراکنده در آن تصویر می کند اما بیشتر حبسیه ها در قالب قصیده سروده شده اند.حجم حبسیه ها در نهایت اختلاف است.گاه شاعر در یکی دو بیت و گاه در یک قصیده یا چند قصیده ی طولانی به حبس خود اشاره می کند.

از معروفترین حبسیه سراها می توان به شاعران زیر اشاره کرد:

مسعود سعد سلمان،درگذشته به سال۵۱۵ ه.ق

خاقانی شروانی،درگذشته به سال ۵۹۵ ه.ق

ناصرخسرو قبادیانی،درگذشته به سال ۴۸۱ ه.ق

شاعران دیگری نیز بوده اند که به لحاظ سیاسی یا اعتقاد به زندان افتاده اند.مانند شاعران زیر:

فلکی شروانی،درگذشته به سال ۵۴۹ یا ۵۵۱ ه.ق

بهاالدین بغدادی،درگذشته به سال ۵۵۸ ه.ق

مجیرالدین بیلقانی،درگذشته به سال ۵۴۹ یا ۵۸۹ یا ۵۷۶ ه.ق

اثیرالدین اومانی،درگذشته به سال۶۵۵ یا ۶۵۶ ه.ق

رکن صاین هروی،درگذشته به سال ۷۶۵ ه.ق

برندق خجندی،درگذشته به سال ۸۳۷ یا ۸۱۵ ه.ق

کلیم کاشانی،درگذشته به سال ۱۰۶۱ ه.ق

عین القضات همدانی،درگذشته به سال ۵۲۵ ه.ق

بابا افضل کاشانی،درگذشته به سال ۶۱۰ ه.ق

عمادالدین نسیمی،مقتول به سال ۸۳۸ ه.ق

حیاتی کاشانی،درگذشته به سال ۱۰۱۰ ه.ق

از شاعران معاصر نیز می توان به محمدتقی بهار(ملک الشعرای بهار)،فرخی یزدی و مهدی اخوان ثالث اشاره کرد.

http://s1.picofile.com/file/6894930580/ophujdftrh_tggh.gif  حبسیه چیست؟،حبسیه یعنی چه،حبسیه چگونه است؟،معنی حبسیه،معنای حبسیه،شاعرانی که شعر حبسیه سروده اند،ویژگی های شعر حبسیه،حبسیه در نظم و ادبیات فارسی،مقاله ای پیرامون موضوع حبسیه در شعر ایران،تشاعرهای حبسیه گو،شاعرانی که حبسیه گفته اند،توضیحی درباره ی حبسیه در شعر پارسی،سال وفات و مرگ تعدادی از شاعران. شعری که در زندان سروده می شود

 

 

 

رد پای ادبیات در زندان قصر/ عجایب شهر پر شوری است این قصر قجر
فرزانه ابراهیم‌زاده
تاریخ ایرانی: دست لرزان شاعر زیر نور خفیفی که از لای درز کوچک سلول انفرادی‌اش می‌تابید لابه‌لای شعرهایی که چپ و راست حک شده بود، روی دیوار نوشت: «ای دژ سنگدل قصر قاجار...»‌

 

کسی نمی‌داند در آن شب تیره روزهای آخر زندگی آن شاعر لب دوخته، چه بر او در تنهایی سلول انفرادی‌اش گذشته است. همان طور که کسی نمی‌داند لابه‌لای آن همه شعری که در آن سلول که او آخرین نفس‌هایش را کشید و او را روانه گوری نامعلوم در مسگرآباد کرد، کدام یک مصرع دوم این شعر است که فرخی یزدی می‌خواست برای زندانی بگوید که یکی از مخوف‌ترین زندان‌هایی بود که او به عمرش دیده بود. شاید اگر مرمتگرانی که در سال‌های اخیر تلاش کردند تا این زندان ترسناک را آبرویی بخرند و آن را تبدیل به موزه کنند، در آن سلول‌های عهد بوقی رنگ‌هایی که هر سال روی رنگ‌های دیگر زده بودند را بیشتر پاک می‌کردند، آخرین مصرع شعرهای فرخی را به دست می‌آوردند و این شعر این‌گونه ناتمام باقی نمی‌ماند. هرچند که آنچه او بر دیوارهای سرد زندان قصر نوشت فصل تازه‌ای شد از ادبیاتی موسوم به ادبیات زندان در تاریخ ادبیات معاصر ایران. ادبیاتی که بی‌تردید اعتبارش را از هنرمندان و نویسندگانی گرفت که مدتی محبوسان زندان قصر تهران بودند.

 

 

زندان محلی بود که در ابتدا برای بازداشت مجرمان و محکومان به اعدام استفاده می‌شد. طبعتاً هر جا حکومت بود زندان هم بود. در ایران به عنوان یک سرزمین متمدن از قدیم ترین ادوار زندان وجود داشته است، ولی در اسلام به استناد روایات تاریخی، سازنده نخستین زندان، خلیفه دوم عمربن خطاب است. بر اساس منابع فارسی در ایران دو نوع زندان وجود داشته است. یکی مخصوص جرایم عمومی که زندانی به حکم قاضی به حبس می‌افتاد و او را در محبس شهر یا حرس بازداشت می‌کردند. دیگری خاص جرایم سیاسی؛ یعنی کسانی که امنیت حکومت را مورد تهدید قرار می‌دادند. این نوع زندانیان عموماً افراد خاندان سلطنتی از جمله فرزندان، برادران و خویشاوندان شاه، وزرا و بستگان آنها بودند که یا مورد غضب شاه واقع شده؛ یا وابستگان حکومت ساقط شده‌ی پیشین بودند. این گروه زندانیان به حکم شاه به محبس می‌رفتند و با حکم شاه آزاد می‌شدند.

          گاه شاعرانی هم که در امور سیاسی و حکومتی مشارکت داشتند گرفتار این قسم زندان‌ها می‌شدند. در قرون گذشته، شاعران یکی از اسباب مهم تجمل دربار محسوب می‌شدند و شعر جزو بهترین ابزار تبلیغ و ماندگار کردن نام شاه به شمار می‌آمد. بنابراین روی گرداندن شاعر از یک دربار و توجه او به حکومتی دیگر جرم بود و شاعر را به محبس می‌کشاند. شاعران در زندان، خود را بی‌گناه می‌دانستند و خویشتن را به بلبلی همانند می‌ساختند که صرفاً به جرم نغمه سرایی محبوس شده است. به همین جهت به اشعاری که در زندان سروده شده باشد و شاعر در آن از اوضاع زندان، زندان‌بان، رنج‌ها و سختی‌های خود گله و شکایت نموده از بی‌گناهی خویش سخن گفته باشد «حبسیه» یا «زندان نامه» اطلاق می‌شود.

          زندان نامه‌ها معمولاً ناله و خروش شاعرانی است که بی‌گناه به زندان افتاده‌اند و برای آزادی خود و ملت خود شعر سروده‌اند. حبسیات نوعاً ناله و فریادی است که از ته سیاه چال‌ها در درون شب شب‌های تاریک و سخت و از میان غل و زنجیر و شلاق و شکنجه به گوش می‌رسد و بیان کننده‌ی این واقعیت است که بهای آزادی سنگین است و شاعر به عنوان زبان سخن گوی ملت، حتی با لب‌های دوخته فریاد می‌زند که ملت برای آزادی، تا پای جان باید بایستد.

 

          مسعود سعد نخستین شاعر فارسی زبان است که زندان نامه سروده، طبیعتاً سایر حبسیه سرایان حتی تا روزگار ما گوشه‌ی چشمی به حبسیات او داشته‌اند. البته تعداد شاعران زندان رفته ما در ادوار گذشته زیاد نیست، ولی از مشروطه به بعد همزمان با بیداری ملت، شاعران در حکم منادیان اصلی عدالت و آزادی در بطن حرکت آزادی خواهانه مردم قرار گرفتند. طبیعی بود که به موازات مخالفت حکام ستمگر با حقوق ملت، شاعران نیز به زندان می‌افتادند که اوج آن در حکومت پنجاه ساله پهلوی بود. در دیگر کشورهای فارسی زبان مثل افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان حرکت آزادی خواهانه با تأخیر شکل گرفت و علی القاعده زندان نامه‌هایی که از شاعران این کشورها به دست ما رسیده – به شرط صحت- عمدتاً متعلق به نیم قرن اخیر است.

          حبسیه سرایی اگر چه در ایران سابقه‌ای طولانی دارد اما در مطالعات دانشگاهی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. غالباً در دوره کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی در قالب درس مسعود سعد، اشاره‌ای ضمنی به این موضوع می‌شود. گزیده‌های متعددی هم که از مسعود سعد در بازار موجود است تنها مسعود سعد را مورد مطالعه قرار داده‌اند و به اشعار حبسی شاعران دیگر توجهی نکرده اند... .

          کتاب زندان نامه‌های فارسی در نظر دارد سیر حبسیه سرایی را در ادب فارسی به اجمال مورد بررسی قرار دهد. این کتاب در سه فصل تنظیم شده است. فصل اول به حبسیات مسعود سعد اختصاص دارد. در فصل دوم زندان نامه‌هایی از سایر شاعران حبسه سرا ذکر شده است. در این فصل، از کتاب حبسیه سرایی در ایرانتألیف دکتر ولی الله ظفری بیشترین کمک گرفته شده است. در فصل سوم نیز مؤلفان اثر کوشیده‌اند تا نگاهی به زندان نامه‌های شاعران فارسی زبان خارج از مرزهای ایران داشته باشند.

          زندان نامه‌های فارسی تازه‌ترین اثر دکتر محمد رضا یوسفی و طاهره سیدرضایی را انتشارات دانشگاه قم اردیبهشت 1391 منتشر کرده‌است.

از حبسیه‌ها تا ورق‌پاره‌های زندان

 

ادبیات زندان یا حبسیه‌نوشت‌ها یکی از کهن‌ترین گونه‌های ادبی است که سابقه آن به قرون ششم و هفتم هجری می‌رسد و بیشتر به اشعار و نوشته‌هایی گفته می‌شود که در داخل زندان و با توجه به فضاهای داخلی آن گفته می‌شد. مشهور‌ترین حبسیه‌سرای تاریخ ادبیات ایران بی‌تردید «مسعود سعد سلمان»، سرایندهٔ بزرگ شعر دری و در نیمه قرن پنجم و آغاز قرن ششم سرآمد حبسیه‌سرایان و نخستین شاعر پارسی‌گوی در سرزمین هندوستان است. همزمان با او ده‌ها شاعر دیگر در دستگاه فرمانروایی غزنویان به سرودن نظم می‌پرداختند و برخی از آن‌ها از دید نام و جاه بر او برتری داشتند. اصل خاندان مسعود سعد از همدان بود که با قدرت یافتن غزنویان یکی از کاشبه غزنین مهاجرت کرده بود و در دربار غزنوی وارد شغل دیوانی شده بود. مسعود سعد به احتمال زیاد در بین سال‌های ۴۳۸ و ۴۴۰ در لاهور به دنیا آمد، به مدت ده سال در زندان‌های سو، دهک و نای (هفت سال در سو و دهک و سه سال در نای) زندانی بود و سه سال در مرنج گرفتار بود و در این دوران بود که دیوان خود را سرود. در این نوع ادبیات هراس از مردن در زندان و سختی‌ها و دوری از خانواده یا شنیدن خبر درگذشت اعضای خانواده به خوبی نشان داده می‌شود.

 

اما دوره جدید ادبیات زندان یا حبسیه‌سرایی در سال‌های نخست قرن اخیر هجری شمسی و با افتتاح زندان قصر شکل گرفت. این زندان که ۱۱ آذر ۱۳۰۸ خورشیدی افتتاح شد در طول سال‌های حیات خود به عنوان زندان میزبان نویسندگان، شاعران و چهره‌های فرهنگی بود که مخالف رژیم حاکم بودند. محمد فرخی یزدی، بزرگ علوی، م.ا. به‌آذین، احمد شاملو، محمود دولت‌آبادی، مهدی اخوان ثالث، نجف دریابندری، غلامحسین ساعدی، عزت‌الله انتظامی، محمدعلی سپانلو و...کسانی بودند که در میان سلول‌های این قصر سنگدل زندانی شدند. البته ادبیاتی که در زندان قصر شکل گرفت را نمی‌توان به طور دقیق ادبیات حبسیه دانست بلکه بسیاری از آثار ارزشمند این چهره‌های فرهنگی در سلول‌های دربسته زندان قصر نوشته شد. از سوی دیگر با توجه به اینکه بخشی از کسانی که در زندان قصر زندانی شدند از گروه‌های چپ و هنرمندان وابسته به حزب توده و گروه‌های کمونیستی بودند، بخشی از ادبیات چپ ایران نیز از این زندان آغاز شد. در این میان دو چهره یکی محمد فرخی یزدی و دیگری بزرگ علوی نقش پررنگی در شکل‌گیری گونه نخست ادبیات زندان یا حبسیه‌سرایی داشتند.

 

 

شاعر لب دوخته

 

نامش محمد فرخی یزدی بود و لقبش شاعر زندانی و لب دوخته. او یکی از شاعران نسل انقلاب مشروطه بود که سال‌های زیادی با حکومت‌های زمانه با شعر‌هایش به مقابله پرداخت و سال‌های زیادی را در زندان‌های مختلف گذراند و در ‌‌نهایت نیز در سال ۱۳۱۸ در سن ۵۱ سالگی در زندان قصر به روایتی به دست پزشک احمدی کشته شد. شاعری که روزی سرود «قسم به عزت و قدر و مقام آزادی»، در دوران جوانی تحت تاثیر انقلاب مشروطه قرار گرفت و در نامه‌ای خطاب به حاکم شهر یزد شعری سرود و از او خواست که «خوی ضحاکی» خود را‌‌ رها کند. این شعر باعث شد تا برای نخستین بار دستگیر شده و به محبس بیافتد. اما زندان باعث نشد تا انتقاداتش را‌‌ رها کند و در ‌‌نهایت هم به دستور حکمران شهر دهانش را با نخ و سوزن دوختند. اما این هم باعث نشد تا دست از بی‌پروایی بردارد و در سال‌های بعد صراحت بیشتری یافت. ورود او به تهران مصادف شد با کودتای ۱۲۹۹ رضاخانی. فرخی در فضای به دست آمده بعد از فتح تهران در روزنامه طوفان شروع به نوشتن کرد. در آن سال‌ها مطبوعات از آزادی نسبی برخوردار بودند و مشکلی برای بیان اعتراضات خود نداشتند. اما این آزادی دیری نپایید و در اواخر ۱۳۰۰ در پی انتشار اعلامیه حکومت میرپنج، تهدید روزنامه‌نگاران نیز آغاز شد. فرخی در دوره‌ای به سفارت روسیه پناهنده می‌شود. با تغییر سلطنت روز به روز عرصه بر فرخی تنگ‌تر شد تا سرانجام در ۱۳۱۲ به زندان قصر افتاد و تا پایان عمر در این زندان ماند. او اما نه به عنوان فعال سیاسی که به عنوان یک بدهکار با شکایت شخصی به زندان افتاد، گرچه نظمیه حتی بعد از رضایت شاکی او را آزاد نکرد و به جرم سرودن شعری به اتهام «اسائه ادب به ذات همایونی» در زندان ماند. محمدعلی سپانلو در کتاب «شهر شعر فرخی» ضمن ارائه تصویری از حضور فرخی در زندان، از او نقل کرده که به سید جعفر پیشه‌وری گفته است: «من مثل شما نیستم، تبر را از ریشه نمی‌زنم، برای خود راه فراری می‌یابم.» این راه فرار نیز شعرهایی بود که می‌سرود. شعرهایی که روی کاغذ سیگار یا تکه کاغذ‌ها می‌نوشت. به گفته حسین مکی او در زندان آن چنان دچار بحران می‌شود که بعد از سرودن این رباعی، با خوردن تریاک دست به خودکشی می‌زند:

زین محبس تنگ در گشودم رفتم

زنجیر ستم پاره نمودم رفتم

بی‌چیز و گرسنه و تهیدست و فقیر

ز آن سان که نخست آمده بودم رفتم

 

فرخی در بهار ۱۳۱۸ که زمزمه‌های عفو عمومی به مناسبت عروسی ولیعهد شنیده می‌شود، می‌سراید:

سوگواران را مجال بازدید و دید نیست

بازگرد‌ ای عید از زندان که ما را عید نیست

عید نوروزی که از بیداد ضحاکی عزاست

هر که شادی می‌کند از دوده جمشید نیست

سر به زیر پر از آن دارم که دیگر این زمان

با من آن مرغ غزل‌خوانی که می‌نالید نیست

صحبت از عفو عمومی راست باشد یا دروغ

هر چه باشد از حوادث فرخی نومید نیست

 

اتفاقا پیش‌بینی فرخی درست از آب درآمد و مشخص می‌شود که فقط زندانیان عادی آزاد می‌شوند. او درست در روزهایی که عروسی ولیعهد پهلوی در حال برگزاری بود، شعری می‌سراید که سپانلو معتقد است حکم تیر خلاص برای او داشت. او در این شعر که با این مطلع آغاز می‌شود: به زندان قفس مرغ دلم چون شاد می‌گردد/ مگر روزی که از این بند غم آزاد می‌گردد...عروسی پهلوی را به طعنه با عروسی حضرت قاسم مقایسه می‌کند و می‌گوید: به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن زان رو/ که بنیان جفا و جور بی‌بنیاد می‌گردد. این شعر باعث می‌شود تا او را به سلول انفرادی ببرند، سلولی که به مدت چهار ماه در آن حبس می‌شود و در اتاق به رویش باز نمی‌شود. او در این چهار ماه شعر‌هایش را روی دیوارهای سلول می‌کند. پزشکیار زندان به روایت سپانلو گفته که او شعرهای خود را بلند بلند می‌خواند، شاید کسی آن‌ها را خاطر بسپارد و روی دیوار زندان می‌نوشت. شعرهایی که با قتل او در غروب ۲۵ مهرماه ۱۳۱۸ زیر رنگ تازه‌ای که به سلولش زدند گم شد و آن چنان که سروده بود: آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی/ دست خود ز جان شستم از برای آزادی.

 

 

ورق‌پاره‌ها لابه‌لای جرز‌ها

 

«دیوار‌ها و حیاط‌های این زندان قصر چیز‌ها دیده‌اند، در دل این سلول‌ها اسرار تاریخ ایران پنهان شده است. این‌ها تیمورتاش را دیده‌اند که در تشریفات افتتاح زندان شرکت کرده است، این‌ها تیمورتاش را دیده‌اند که زانوی غم در آغوش گرفته است و مثل پیرزن‌ها گریه کرده است. این‌ها تیمورتاش را دیده‌اند که از جغدی که روی بام زندان شیون می‌کشیده می‌ترسیده و سعی می‌کرده که با نعره خود جیغ جغد را خفه کند...» این جملات نخستین توصیفاتی است که آقا بزرگ علوی از نخستین لحظه‌ای که چشمش به دیوارهای خاکستری رنگ زندان قصر افتاد به یاد می‌آورد و در کتاب «۵۳ نفر» که شرح زندان او و ۵۲ نفر از اعضای گروه کمونیستی است، نگاشته است. اگر فرخی را شاعر پیشرو در ادبیات زندان بدانیم، بی‌تردید باید نام بزرگ علوی را به عنوان پیشرو در نثرنویسی حبسیه دانست و او را نخستین کسی بشمار آورد که در داخل زندان دست به نگاشتن داستان‌هایی زد که بعد‌ها ورق‌پاره‌های زندان نام گرفت. بزرگ علوی در بیست و یکم اردیبهشت ماه ۱۳۱۶ از مدرسه‌ای که در آن درس می‌داد، به زندان شهربانی برده شد و بعد از آن در دوم دی ماه ۱۳۱۶ به زندان قصر منتقل شد. او زمانی به این زندان رفت که هشت سالی از افتتاح آن می‌گذشت. اما در این زندان با زندانی‌هایی آشنا شد که سال‌های زیادی را در محبس گذرانده بودند. او این زندان را چنین توصیف کرد: «این دیوارهای قصر مجسمه کامل ملت ایران هستند، مصائبی را تحمل کردند و دم نزدند که اگر بر سر هر ملت دیگری آمده بود از جا در می‌رفت.»

 

اما اثر مهم او پیش از شکل‌گیری «۵۳ نفر»، «ورق‌پاره‌های زندان» بود که مجموعه‌ای متشکل از چند داستان کوتاه بود که آقا بزرگ آن‌ها را طی سال‌های ۱۳۱۶ تا ۱۳۲۰ در زندان قصر نوشت. او آن‌ها را در زمانی نوشت که داشتن ورق و خودکار برای زندانی به قیمت جانش تمام می‌شد، اما علوی حرف‌هایی داشت که باید ثبت می‌شد. او این ورق‌پاره‌ها را گاهی روی کاغذ سیگار و گاهی روی پاکت‌های میوه و شیرینی می‌نوشت و نوشته‌ها را از طریق رابطین به خارج از زندان می‌فرستاد.

 

«عفو عمومی» یکی از این داستان‌هاست که علوی به شکل مجموعه نامه‌های یک زندانی دربند به همسرش نوشته است. این داستان یک زندانی است که نمی‌تواند باور کند فقط به خاطر افکار آزادیخواهانه به ۱۰ سال زندان محکوم شده، همسرش به سبب این آزادیخواهی او از کار بیکار شده و خودش باید با زندانبان‌هایی که او را دشمن کشور و شاهنشاه می‌دانند و می‌خواهند که سر به تنش نباشند، سروکله بزند. داستان به بهترین شکل در قالب چند نامه دغدغه‌های زندانی را از امید واهی عفو که برای زندانی سیاسی هیچ گاه محقق نمی‌شود تا دغدغه همسر و نزدیکان و خیال دور آزادی به تصویر می‌کشد. در بخشی از این داستان زندانی خطاب به همسرش می‌نویسد: «هیچ کس فکر نمی‌کرد که واقعا مستحق این حبس‌های شدید بوده است؛ مقصر‌ترین عده ما آن‌هایی هستند که کتاب خوانده‌اند، در این کتاب‌ها افکاری گفته شده که با منافع طبقه حاکم ایران تباین دارد؛ در این کتاب‌ها از آزادی در مقابل استبداد صحبت شده، از آزادی فرد، از آزادی اجتماع و بالاخره از آزادی طبقه‌ای در مقابل طبقه دیگر. به این جرم من باید ۱۰ سال در زندان بمانم و بالاخره هم بمیرم. باید زنم دربه‌در شود، باید کسانم جرات نکنند به دیدن من بیایند، باید مخالفان ما پولدار و متمول شوند و بچاپند و بعد روز مبادا فرار کنند.»

 

مکان این داستان همچنان که معلوم است زندان قصر با آن دیوارهای سیمانی است. البته بسیاری از منتقدان این ایراد را به بزرگ علوی وارد می‌دانند که اثر به شدت رمانتیک است. خود علوی هم در مقاله «می‌خواستم نویسنده شوم»، که شرح حالی از او و علاقه‌اش به نوشتن است به این نقد اشاره کرده و دلیل اصلی این لحن در روایت‌هایش را این می‌داند که او نمی‌تواند ظلم را بپذیرد. او در داستان میرزا به نقل از شخصیت اصلی (میرزا) می‌گوید: «واقعیت خیلی زشت است. با دروغ می‌توان آن را بزک کرد.» البته بزرگ علوی در مقدمه‌ای که در چاپ «۵۳ نفر» می‌نویسد، توضیح می‌دهد که: «وقتی ورق‌پاره‌های زندان منتشر شد، عده‌ای از خوانندگان من ناراضی بودند شاید هم حق داشتند. خوانندگان بیشتر مطالبی راجع به زندان می‌خواستند، به طور کلی آن‌ها می‌خواستند بدانند چگونه با محبوسین رفتار می‌شد.» او به همین نیت که این خوانندگان را راضی کند «۵۳ نفر» را نوشت، بدون آنکه بداند شاهکاری در زمینه ادبیات حبس خلق کرده است.

 

 

شاعر زمستانی در حیاط کوچک زندان

 

مهدی اخوان ثالث یکی دیگر از چهره‌های شناخته شده ادبیات ایران بود که مدتی در پشت دیوارهای زندان قصر حبس کشید. دوران حبس او همزمان با دستگیری احمد شاملو، دیگر شاعر بزرگ معاصر بود. اخوان برخلاف شاملو که اشعاری که در زندان سروده بود را در دفتری جداگانه قرار نداد، مجموعه شعری با عنوان «در حیاط کوچک پاییز»، در زندان سرود که شامل ۲۳ شعر سپید و نیمایی اوست. محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب «حالات و مقامات م.امید» دیدار‌هایش با اخوان را شرح داده و نوشته که او برخلاف بسیاری چون آیت‌الله طالقانی و دکتر سامی در بند زندانیان عادی بود که در سمت شمال حیاط زندان قرار داشت. اخوان در یکی از اشعار که قصیده‌ای بلند به نام «من این پاییز در زندان...» است، می‌گوید: عجایب شهر پر شوری است این قصر قجر من نیز/ درین شهر عجایب، روستای دیگری دارم...اخوان که زبان شعری‌اش شباهت زیادی به مسعود سعد سلمان دارد، در بیتی از این قصیده می‌گوید: سیاست‌دان شناسد کز چه رو من نیز چون مسعود/ هر از گاهی مکان در قصر و نای دیگری دارم.

 

 

در بند کلیدر

 

محمود دولت‌آبادی نویسنده دیگری بود که مدتی در دوره پهلوی دوم درست در میانه نوشتن رمان «کلیدر» به زندان افتاد. در زندان است که مادرش خبر بیماری پدرش را می‌دهد. او در «نون نوشتن» می‌نویسد: «وقتی در زندان بودم مادرم به دیدنم آمد و گفت‌: پدرت بیمارستان است. گفتم‌: نگران نباش، نمی‌میرد. بعد‌ها شنیدم که در اتاق بیمارستان خانواده جمع شده بودند و فکر می‌کردند در حال موت است، اما پدرم چشم‌هایش را باز می‌کند و می‌گوید‌: گریه نکنید، تا محمود نیاید، من نمی‌میرم.» دولت‌آبادی بخش‌های مهمی از «کلیدر» را در زندان نوشت.

 

 

بخاطر هر چیز پاک به خاک افتادند

 

احمد شاملو نیز به دلیل سرودن شعرهای سیاسی ساکن قصر قاجار بود. او که همزمان با اخوان ثالث به زندان افتاده بود بعد‌ها نقل کرد که ماموران زندان به دلیل آنکه پدرش رتبه سیاسی داشت او را شکنجه نمی‌کردند و به جایش اخوان را به سختی کتک می‌زدند. شاملو چنانچه بعد‌ها گفت اشعاری را در زندان گفته است که در میان آن‌ها می‌توان به «مرگ نازلی» و «از عمو‌هایت» نام برد که شعر دوم را در سوگ دوستش مرتضی کیوان که در زندان اعدام شد، سرود: نه بخاطر آفتاب/ نه بخاطر حماسه/ بخاطر سایهٔ بام کوچکش/ بخاطر ترانه‌ای کوچکتر از دست‌های تو/ نه بخاطر جنگل‌ها/ نه بخاطر دریا/ بخاطر یک برگ/ بخاطر یک قطره/ روشن‌تر از چشم‌های تو/ نه بخاطر دیوارها/ بخاطر یک چپر/ نه بخاطر همه انسانها/ بخاطر نوزادِ دشمنش شاید... بخاطر تو/ بخاطر هر چیز کوچک و هر چیز پاک به خاک افتادند...

 

 

دیگرانی که ماندند

 

در میان سلول‌های زندان قصر که این روز‌ها به عنوان باغ موزه قصر راه‌اندازی شده است، سلولی هست که نام‌های زیادی در آن به چشم می‌خورد. نام‌هایی که با آثاری که کلیدش در این زندان خورده اعتبار یافته است. مانند نام نجف دریابندری که در خاطره‌ای به یاد آورده که اولین جرقه کتاب «مستطاب آشپزی» در زندان قصر زده شد و آیت‌الله طالقانی که اثر جاودانه خود «پرتوی از قرآن» را در این زندان نوشت.

 

دیوارهای بلند زندان قصر این روز‌ها برداشته شده و هیچ حصاری برای زندانی در آن نیست اما نوشته‌هایی که روزی در حیاط سرد و کوچک این زندان متولد شد برای همیشه در تاریخ ادبیات ایران باقی خواهد ماند که به قول آن امید خراسانی: این دست‌های غمگین، مظلوم/ با این خطوط زنده و زیبا/ مثل دو تا کبوتر معصوم/ چونین شوند اسیر؟

 

رد پای ادبیات در زندان قصر/ عجایب شهر پر شوری است این قصر قجر

tarikhirani.ir/Modules/files/.../files.PrintVersion.Html.php?...fa...Translate this page
Nov 26, 2012 - هرچند که آنچه او بر دیوارهای سرد زندان قصر نوشت فصل تازه‌ای شد از ادبیاتی موسوم ... به سرودن نظم می‌پرداختند و برخی از آن‌ها از دید نام و جاه بر او برتری داشتند. ... او در این شعر که با این مطلع آغاز می‌شود: به زندان قفس مرغ دلم چون شاد می‌گردد/ .... اخوان که زبان شعری‌اش شباهت زیادی به مسعود سعد سلمان دارد، در بیتی از این ...

آشنایی با بعضی از آرایه های ادبی - زبان و ادبیات فارسی

alitalebi91.blogfa.com/post/201Translate this page
به آرايه اي گفته مي شود كه شاعر براي هم قافيه نمودن دو كلمه از آن استفاده مي كند و اعراب ... (شاعر اين شعر را هر كس دانست در قسمت نظرات به من اطلاع دهد) كه جعفر اول نام جنس مذكّر، ... یعنی اتفاقی که در شعر می افتد در ذهن مخاطب مجسّم می شود کَأنّه مخاطب دارد این ... ۱۲:حبسيات: به شعري گفته مي شود كه شاعر آن را در دوران زندان و حبس سروده باشد.

اشعاری که در زندان سروده می شود چه نام دارد؟

webpic.rozblog.com/اشعاری-که-در-زندان-سروده-می-شود-چه-نام-دارد/
30 mins ago - اشعاری که در زندان سروده می شود چه نام دارد؟جواب : حسبیات ( حسبیه) حبسیه از انواع شعر غنایی است و به شعری گفته می شود که شاعر در زندان آن را…

محمد فرخی یزدی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

https://fa.wikipedia.org/wiki/محمد_فرخی_یزدیTranslate this page
Persian Wikipedia
برادری داشت عبدالغفور نام که یازده سال از وی بزرگ‌تر بود. ... وی در حدود سن ۱۵ سالگی به دلیل اشعاری که علیه مدرسان و مدیران مدرسه یزد می‌سرود، از مدرسه اخراج ... دو ماه بعد فرخی از زندان یزد فرار کرد و شعر زیر را با زغال بر دیوار زندان نگاشت: ... او در شهریور ۱۳۰۰ شمسی در نقد قرارداد ۱۹۱۹ خطاب به لرد کرزن سیاستمدار انگلیسی می سراید: ...

شاعر فریبا شش بلوکی - زنی را می شناسم من: شعر زنی را...

zanira.sheshboluki.com/Translate this page
به نام خدا. شعر "زنی را ..." که به اسم شعر "زنی را می شناسم من" شهرت یافته است. درباره این شعر بیشتر بدانیم. کتاب شعر شبانه ، اولین مجموعه شعر فریبا شش بلوکی. زني را... زني را مي شناسم من. که شوق بال و پر دارد ... زني مانوس با زندان ... این شعر متاسفانه گاها در صفحات وب به عنوان شعری از بانو سیمین بهبهانی نام برده می شود.

Zabanadabi - بررسي شعر «كيفر» از احمد شاملو

rezanooshmand.blogfa.com/post-432.aspxTranslate this page
احمد شاملو با نام شعر ابتدا از كيفر و مجازات خود سخن مي گويد كه زنداني بودن است، و ... به ميزان جرم افراد طبقاتي دارد كه از بالا به پايين مي رود و به سياه چال ختم مي شود.

شعر نو .::. مجموعه اشعار فارسی شاعران معاصر و جوان ادبیات

www.shereno.com/Translate this page
مجموعه اشعار شاعران معاصر و شاعران جوان بزرگترین پایگاه ادبی شعر فارسی. ... به نام خدا سلام غزلي از صفحه ي 57 كتابم "اخبارسكوت" (نشر فصل پنجم) ..... اکبر رشنو نوشتند درود برین سرود سرمد بود سری که نهاده می شد بر بلندای دوش کوه ... عليرغم ساختار رسمي اش، به لحاظ لحن، گرايش به محاوره دارد. ... پر از نگاه می شود کرانه های آسمان

کتاب‌هایی که پای‌شان به زندان باز می‌شود/ «مواد»ی ها شعر می‌خوانند، «مالی‌»ها ...

khabaronline.ir/detail/456781 - Translate this page
Sep 13, 2015 - کتاب‌هایی که پای‌شان به زندان باز می‌شود/ «مواد»ی ها شعر می‌خوانند، «مالی‌»ها رمان ... در زندان های سراسر کشور 389 کتابخانه وجود دارد که از این تعداد 250 .... استان تهران به عنوان روز «کتاب، ارتقای فرهنگ عمومی و کاهش جرایم» نام گذاری شد.

بهترین شعرهایی که خوانده ام

jeyhoon.blogfa.com/Translate this page
بهترین شعرهایی که خوانده ام - شعر. ... نیمه ای از روز را شاگرد بنا می شود. پینه های دست من گویای درد ... نرده ی پنجره ها میله زندان شده است عشق زاییده ... عقیقی که برآن نام تو را کندم بغل کرده. چنان بر روی .... فرقی، چو فرق بین غرب و شرق دارد. :: موضوعات ...

گزیده اشعار معاصر - پس لرزه های غزل - پرشین بلاگ

sabzevar-sher.persianblog.ir/page/10000000000Translate this page
... یک زنبیل افتاده! ***. باور نکن٬ این ها فقط بازی است٬ مردی که می گفتند می آید ... بدبیاری های من دارد زبانزد می شود. بردلم افتاده ... عکس تو روی تانک ها نصب است، نام تو روی چترهای نجات. یک صدا از تو ... بوي تعفن تَهِ زندان گرفته است هادی نژادهاشمی

گزیده اشعار معاصر - پس لرزه های غزل - پرشین بلاگ

sabzevar-sher.persianblog.ir/page/10000000000Translate this page
... یک زنبیل افتاده! ***. باور نکن٬ این ها فقط بازی است٬ مردی که می گفتند می آید ... بدبیاری های من دارد زبانزد می شود. بردلم افتاده ... عکس تو روی تانک ها نصب است، نام تو روی چترهای نجات. یک صدا از تو ... بوي تعفن تَهِ زندان گرفته است هادی نژادهاشمی

گنجور » مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶

ganjoor.net › مولویدیوان شمسغزلیاتTranslate this page
همش آیه است و امید به اینکه با رهایی از زندان فکر همه روح پذیریم ... لغت شگفت دارد که در فرهنگ نامه جلالی دیده ام و ان خوله است خوله معنی سوراخ می دهد و به لری ما به ... چون شعر با دوکلمه بمیرید شروع میشود خوانندگان عزیز را به آیه ۱۳۶ سوره نساء ارجاع ... چون این اجزا که نام برده شده تشکیل دهنده منیت یا خود - درانسان هستند که باید کشته شود.

سایت سارا شعر - برگزیده زیباترین شعرها از شاعران دیروز و امروز

sarapoem.persiangig.com/link7/kashkul1.htmTranslate this page
شعر زیبای " روی جاده نمناك " سروده شادروان مهدی اخوان ثالث . ... دارد همین لحضه یك فوج كبوتر سپید ، از فراز كوچه ما می گذرد باد بوی نامه های ... می نام کرده‌ایم و به ساغر فکنده‌ایم ... همچو یوسف، بی گنه در چاه و زندان بوده‌ایم .... چو آن چراغ که وقت سحر شود روشن

آذر ۱۳۹۱ - بهترین اشعار برای تو که نیستی

ghambarak.blogfa.com/9109.aspxTranslate this page
بهترین اشعار برای تو که نیستی - به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. ... شادی روی کسی خور که صفایی دارد .... گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود ... در شمار نام هایتان اضافه می کنید ؟ یک نفر که تا کنون. ردپای خویش را. لحن مبهم صدای خویش را. شاعر سروده های خویش را نمی شناخت .... یک عمر زندان توام ، یک عمر کتمان می کنم.

شعر - پارادوکس های روحی

paradise90.persianblog.ir/tag/شعرTranslate this page
دل به گیسوی تو زندانی هنوز .... دستانی که نیست ؟ وقتِ رفتن می شود با بغض می گویم: نرو .... کمی با شیطنت از عشق نالیدن، سرودن شعرِ عریانی. تمام دفتر .... حرفی از نام تو آمد بر زبان. دست هایم، .... پیک سنگینی که دارد بار هذیانی بیار. یار ترکم ...

غزل معاصر - باران یعنی تو بر می گردی... - blogfa.com

rain135.blogfa.com/tag/غزل-معاصرTranslate this page
غزل معاصر - وبلاگ تخصصی شعر معاصر ایران و جهان (بهترین شعرها و...) - باران یعنی تو ... می‌شود هر تار مو یک «شب» ولی یک روسری ... خود من در خود من در خود من زندانی ست. دست های ..... از همین فرصت استفاده می کنم و از دوستان خواهشمندم که نام و نام خانوادگی را به همراه شعر ارسال نمایند. ممنون ... خودت را جای من بگذار، ببین یک شیشه حق دارد،.

زبان و ادبیات فارسی - 4- ادبیات فارسی

aryaadib.blogfa.com/cat-6.aspx
غنا در لغت به معنای سرود و آواز است و در اصطلاح، شعری است که بیانگر احساسات و ... بلند می‌شود، هر اندوهی که از هجرانی حاصل می‌شود و به شعر درمی‌آید، شعر غنایی است؛ به ..... آن‌ها را برانگیزد و به یاری احساس آن‌ها و با دستاویزقراردادن آن از زندان رهایی یابد. .... علاوه بر این در دیوان ‌های شاعران، اسب بر حسب رنگی که دارد به نام ‌های گوناگون ...

ابراهیم صفا، زندان در زندان لالۀ آزادی | Jawedan: News, Opinion & Analysis

jawedan.com › دیدگاه - تحلیلTranslate this page
Sep 16, 2016 - پرتو نادری تاجایی که من می اندیشم، در شعر معاصرافغانستان ... هم چنان می شود گفت کمتر پارسی زبان آموزش دیده‌یی در افغانستان می توان یافت که .... گزینۀ نخستین «نوای کهسار» نام دارد که شاعر خود آن را در کراچی به نشر رسانده است.

شعر مقاومت ردایی نیست که بتوان آن را بر اندام هر شاعری آویخت - Jawedan

jawedan.com › فرهنگ و هنرشعرTranslate this page
Aug 26, 2016 - می شود گفت كه شعر مقاومت ازهمان سپیده دم پیدایی شعر و ادبیات وجود داشته است، ... در این جا شعر پای‌داری خصلت تحول طلبانۀ اجتماعی و انقلابی دارد. ... چنان که در ایران شعری را که در برابر تجاوز عراق سروده شده است به نام شعر جنگ یا ...... شعر زندان در اساس خودگونه یی از شعر غنایی است که شاعر به بیان دردها، رنج‌ها، ...

خداوندگان شعر

khodavandegan.blogfa.com/Translate this page
سه نقطه ای که در این شعر فوق العاده و بعد سه نقطه ای که همان ... کم شود از عطر تو هر بار نفس می کشم. زندگی از ... بریده ام از نام و آبرو عالیجناب می دانید ؟ نفس گرفته ... زندگی با زنده بودن فرقها دارد رفیق! . آب هم آتش ... که دور من شده دیوار و شعله زندان است

شعر نو حبسیه

shereno.com/list/شعر+حبسیه.html
من ز قنداق با گریه ام حبسيه گفتم یاد باد من زعشقش از ازل فغان نمودم یاد باد من ز دوری آن دلیل هست خود بر قلب خود زخم های کاریه دیرینه دیدم یاد باد ... (ادامه شعر) ...
حبسیه از انواع شعر غنایی است و به شعری گفته می شود که شاعر در زندان آن را سروده باشد.در حبسیه،سخن از آزادی از دست رفته است و فریاد انسان بی پناهی که در ...

حبسيه رباعي هاي مسعود سعد سلمان (1) - راسخون

rasekhoon.net › مقالاتفرهنگ و انديشهشعر و ادبسایر مقالات
Sep 7, 2010 - حبسيه رباعي هاي مسعود سعد سلمان (1) ... در اقسام شعر غنايي که بيشتر اجزايش را شکايت و حسب حال ( بث الشکوي ) تشکيل مي دهد ، اين قسمت در ...

مسعود سعد و حبسیّه‌های او - Weblog RSS

weblog.roshdmag.ir/adabiyatfarsi/articles/1462.aspx
Aug 1, 2013 - مسعود سعد سلمان از نظر توانایی در توصیف زندان و تعداد اشعار حبسیّه، یکی از بزرگ ترین شاعران جهان است و تأثیر سخن و بیان درد و احساسش تا ...
در شعر و ادب فارسى, ملك الشعراى بهار و مسعود سعد سلمان به عنوان دو شاعر سياسى, محبوس و حبسيه سرا شناخته شده اند. به روايت تاريخ, محبوس بودن آنان و به روايت ...

اشعار حبسیه مسعود سعد سلمان - بانک مقالات فارسی

papersky.ir/download/tag/اشعار-حبسیه-مسعود-سعد-سلمان/
دانلود بانک مقالات فارسی مقاله پایان نامه پروژه پرسشنامه کارآموزی و... اشعار حبسیه مسعود سعد سلمان - پاورپوینت مسعود سعد سلمان ۱۴۹ اسلاید خلاصه ای از توضیحات

حبسیه - دانشنامه جهان اسلام

rch.ac.ir/article/Details?id=9419
حَبسیه، گونه‌اى ادبى در قالب شعر و به‌ندرت نثر، متضمن بیان حال و خاطرات و گزارش شاعر یا نویسنده از زندان که معمولاً با شکایت و آرزوى رهایى همراه است.۱) در ادبیات ...

پرتال جامع علوم انسانی - حبسیه

www.ensani.ir/fa/1121/default.aspx
عنوان مقاله: اغراض حبسیه در ادبیات عربی و فارسی با تکیه بر حبسیات ابوفراس حمدانی و مسعود ... عنوان مقاله: عناصر سازنده شعر حبسیه بر اساس اشعار مسعود سعد.

حبسیه - تبیان

www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=94913
Jul 29, 2009 - من باب نمونه حبسيه جاوداني مسعود سعد سلمان را که به زندان ناي شهرت يافته است نقل مي کنيم: ... فضای دینی شعر، عامل موفقیت شهریار · صادق کرمیار ...

چند نمونه از حبسیه سرایی

www.ariaye.com/dari9/siasi2/mehrin4.html

Searches related to